تبليغاتX
تنها ترین ستاره... - و دوباره بهار... چه سر گردان است این عشق......***......چه حدیثی است این عشق

که نمی پوسد و افسرده نیست ......***......حتی آن هنگام که از آسمان به خانه آوار شود

من درد تو از دست به آسان ندهم......... دل بر نکنم ز دست تا جان ندهم........ از دوست به یادگار دردی دارم...... کان درد به صد هزار درمان ندهم

زیبا...هوای حوصله ابریست...چشمی از عشق ببخشایم...تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا

 

دوباره!...

دوباره همه چیز تکرار شد...

دوباره برف های سفید آب شد .

 دوباره باد بهاری وزیدن گرفت و به قول قدیمی ها زمین نفس کشید...

وقتی زمین نفس کشید ، دوباره سبزه ها و گل های ریز و درشت از دل خاک سر بیرون آوردند و دوباره برگ های نو روی دختان عریان جوانه زد...

 دوباره  چشمانمان با شکوفه های رنگارنگ و یاس های زرد دیدار تازه می کنه و دوباره پرندگان به نزد ما باز گشتند و با ترنم های شاد خود ،باغ های خفته را بیدار کردند...

 و دوباره لحظه ی تحویل سال...

و دوباره بهار...

آری اینست چرخ گردون، طبیعت دگر گون ، که حالا بهار رنگ به رنگ را برایمان به ارمغان آورده ، تا به شگفتی های طبیعت بنگریم و خالقش را سپاس گوییم.

پروردگارا ! سپاس فراوان مخصوص توست که عمری گران را بر ما ارزانی داشتی تا بمانیم، نشانه هایت را بنگریم تا بتوانیم به وسیله ی آن به  قله های والای انسانیت صعود کنیم.

 

سال نو تحویل و سال کهنه رفت      

هم دل ما تازه شد هم شال و رخت

یا مقلب ، قلب ما را شاد کن

یا مدبر ، خانه را آباد کن

یا محول ، احسن الحالم نما

از بدی ها فارغ البالم نما

 

....نفس عمیقی از ته دل می کشم...و با لبخندی بر لب می ایستم...

می ایستم و بهار نو را نظاره گر می شم و جای همه ی اونایی که پارسال و سال های گذشته برای آخرین بار بهار را به تماشا نشستند و ...هستی را بدرود گفتند و به جمع با خبران پیوستند رو خالی می کنم... و پذیرای سرنوشتم می شوم...سرنوشتی که از سوی پروردگار حکیمم برایم محتوم گشته و نظاره ی بهاری دوباره را برایم رقم زده...پس با رقم دوباره ی سر نوشت ، من هم دوباره می ایستم و ..دوباره نگاه می کنم...

پروردگارا ! به خاطر فرصت های دوباره ای که بر ما ارزانی داشتی تو را سپاس می گویم...خدایا...

 پروردگارا...

دوست دارم در روز پایانی سال ، یادی از گذشتگانمون در دل هامون زنده شه تا با یاد کردنشون و نثار فاتحه ای به روح رهاشون حتی با  ذکر یک صلوات ، اون ها رو هم در شادی نوروز سهیم کنیم.

برای اینکه یادی از گذشتگانی که دیگر در جمع ما نیستند کنیم...ترانه ی(طعنه ی ناشنیده) را از مرحوم ناصر عبداللهی براتون گذاشتم:

این شفق است یا فلق . مغرب و مشرقم بگو
من به کجا رسیده ام . جان دقایقم بگو
آینه در جواب من باز سکوت می کند
باز مرا چه می شود . ای تو حقایقم بگو
جان همه شوق گشته ام
طعنه نا شنیده را
در همه حال خوب من
با تو موافقم بگو
پاک کن از حافظه ات شور غزلهای مرا
شاعر مرده ام بخوان . گور علائقم بگو
با من کور و کر ولی واژه به تصویر مکش
منظره های عقل را با من و سابقم بگو
من که هر آنچه داشتم
اول ره گذاشتم
حال برای چون تویی
اگر که لایقم بگو
یا به زوال میروم یا به کمال میرسم
یکسره کن کار مرا. بگو که عاشقم بگو 

 فرا رسیدن عید باستان بر شما ایرانیان ، مبارک باد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/28ساعت 23:30  توسط باران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
...نمی دانم...شاید همین نمی دانم معنایی از عشق باشد...
عشقی که سر انجامش هنوز برای او معلوم نبود
دیگر عاشقی نمانده بود و معشوق شب ها و روزها را در تنهایی و تاریکی سپری می کرد و هر لحظه به یاد خاطرات گذشته اش آه می کشید...می دانست انتظار حتی تا آخر دنیا دیگر سودی ندارد اما...هنوز کور سوی امیدی در گوشه ی قلبش می درخشید...قلبش؟...نه...قلب یارش...یادش آمد که آن زمان قلب خود را با تمام امید ها و آروز هایش به او هدیه داده بود و حالا این نور امید از قلب او در بر یارش یا همان معشوقش و یا شاید (هنوز) عاشقش می درخشید...این نور به او امید می داد که آخر دنیا پایان راه نیست و راهی دیگر را در پیش رویش نمایان می کرد...راهی که پر بود از عطر عاشقی...تهی از سنگ و خاک،غم و اندوه،داغ فراق و سوز و گداز...این جاده ی روشن از دل او به سوی آسمان ختم می شد...
به همین خاطر این فرشته ی زمینی هرشب،در میان آن همه سیاهی...روشن ترین ستاره ی آسمان را جستجو می کرد و می دانست که در یکی از همین شبها به سوی تنها ترین ستاره ی آسمانش پر خواهد گشود...

نوشته های پیشین
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
پیوندها
شب نیلوفری(وبلاگ خودم)
تنهام(آرش)
خشونت دنیا به یاد داد دوست بدارم
ایوان تماشا
سپید سرخ
نرگسی
دیوانه ترین مجنونت
یکی از رهگذران آسمان
فرشته ی زمین
گل یاس
حرف های دو عاشق
سایه روشن خاطره های دلتنگی
گلبرگ های بارانی
دنیای من پر از عکس و حرف نگفته
همای رحمت
نیلوفرانه
دنیای قلم
جالبکده
عجیب ترین عکس ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

#FFFFFF

 Send an Instant Message Y!ID:baran_651


  شب نیلوفری... باران  تنهام... آرش
  خشونت دنیا به یاد داد دوست بدارم... مهربان   نرگسی   ایوان تماشا... ستاره  دیوانه ترین مجنونت